اخبار رادیو بلاگیها 10 :: رادیو بلاگیها

رادیو بلاگیها

اولین رادیوی اینترنتی وبلاگستان
رادیو بلاگیها

این وبلاگ قراره یک رادیوی مجازی باشه برای ارائه ی نوشته های ارزشمند شما در قالب فایل های صوتی، تا بازم بتونیم حال و هوای شیرین وبلاگستان رو بچشیم ، میخوایم با صدامون ثبت کنیم، صدای من، صدای شما، صدای همه کسایی که عضوی از این خانواده ی دوست داشتنی اند.
به جمع ما خوش اومدید.

اخبار رادیو بلاگیها 10

جمعه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۵، ۰۴:۰۳ ب.ظ

یه هفته ی دیگه هم گذشت 

بازم با ما همراه باشید :)

سوژه های خبری این هفته :

شبـاهنگ | انســانم آرزوست | اردیبهشتیِ تمام عیار | استــامینوفن 

بی لهجه بخوان | طلوعِ من | آقای رایمون | از سرنوشت | مرد غربی

و 

سکانس های بی مخاطب ، بیست و دوم فوریه ، آنای خیابان وانیلا و آقای روانی

شاید هفته ی بعد نوبت شما باشه ، منتظر ما باشید :)


دانلود فایل با کیفیت 128 و یا کیفیت 64 | کانال تلگرام رادیو بلاگیها | اینستاگرام رادیو بلاگیها

  • رادیو بلاگی ها

نظرات (۴۴)

ضمن دو نقطه دی و تقدیر و تشکر و دستتون درد نکنه و عرض سلام و ادب و احترام :)))) آقا من کِی سرِ خبرنگارتونو خوردم؟ من فقط داشتم براش "مختصراً" توضیح می‌دادم که درِ ماشینو باز کردم و سوار شدم و سلام کردم و پرونده‌مو دادم دست افسر و گفتم اگه ایرادی نداره پشتی بذارم پشتم و گفت ایرادی نداره. داشت پرونده‌مو بررسی می‌کرد و منم داشتم صندلی و آینه‌ها رو تنظیم می‌کردم. گفت حرکت کن. ملتی عظیم از جمله بابا داشتن نگام می‌کردن. دنده رو خلاص کردم و بعد استارت. ترمز دستی رو خوابوندم و راهنمای چپ و یه کم گاز و آروم آروم باید پامو از روی کلاچ برمی‌داشتم. افسر: من دندیه ورجام؟ (من باید دنده رو عوض کنم؟) نگاهِ سفیه اندر عاقلی بهش کردم و با نیشی تا بناگوش باز، دنده رو در وضعیت دنده 1 قرار داده و کمی گاز و ایست سی درجه و حرکت و دنده 2 و ادامه‌ی حرکت. کلاچش خیلی بالا بود و اگه یه ذره ولش می‌کردم ماشین خاموش می‌شد. فلذا ولش نمی‌کردم و پام رو گاز بود و حواسم هم بود که سرعتم بیشتر از 30 نشه. نزدیک تقاطع گفت پارک دوبل و گفتم نزدیک تقاطعه و گفت اشکالی نداره و چک کردم جلوی پل و جلوی سطل آشغال نباشه و راهنمای راست و ایست و دنده عقب و خب پارک دوبلم ایرادی نداشت. ولی یکی تو ضمیرناخودآگاهم می‌گفت شما خانوما حتی اگه هسته‌ی اتم رو هم بشکافید، بازم پارک دوبل رو یاد نمی‌گیرید. فلذا فکر کردم رد شدم و باید پیاده شم برم پی کارم. گفتم ترمز دستی رو بکشم برم؟ گفت، تموم نشده هنوز! حالا دور بزن و یه نفس عمیق کشیدم و چک کردم که خط ممتد نباشه و راهنمای چپ و ایست سی درجه و ادامه‌ی حرکت و یه ایست دیگه و خب دور زدنم هم ایرادی نداره. ولی یه حس عجیبی می‌گفت تو رد شدی و باید پیاده بشی و بیش از این تقلا نکن. دور زدم و نگاش کردم و گفت ادامه بده و یه کم هم سرعتتو بیشتر کن. با این دوری که زدم، دوباره داشتیم برمی‌گشتیم سمت انبوه جمعیت، از جمله بابا! پامو گذاشتم روی گاز و حس می‌کردم دارم توی افق محو میشم که یهو گفت همین جا پارک کن و رفتم کنار ماشین و راهنمای راست و داشتم دنده عقب میومدم که گفت منظورم پارک 30 سانت کنار جدول بود و منم گفتم منم فکر کردم پارک دوبل منظورتونه. گفت بی‌خیال! ادامه بده. ادامه دادم و نزدیک تقاطع ایستادم و ماشینا رو چک کردم و دنده 1 و حرکت و بعدش دنده 2. داشتیم می‌رسیدیم به یه میدان و من سرعتمو کم کردم و آقای افسر گفت حالا دنده 3. گفتم اینجا حداکثر سرعت 30 هست. تازه نزدیک میدانم هستیم. گفت اشکالی نداره، میخوام ببینم دنده‌ها رو بلدی و منم با تعویض دنده از 2 به 5 نشون دادم که خیلی بلدم :دی آخه کدوم بیشعوری دنده 5 رو گذاشته کنار دنده 3! نزدیک میدان گفت وایستا. فکر کردم رد شدم و دیگه باید پیاده شم. دنده رو خلاص کردم و ترمز دستی و بعدشم سوییچ، خلاف جهت عقربه‌های ساعت. گفت یه کار دیگه یادت رفت. ترمز دستی رو چک کردم و دنده و سوییچ. گفت خوب فکر کن و منم خوب فکر کردم و گفتم آینه‌های بغلو بدم تو که ماشینای دیگه بهش نخورن؟ لبخند موذیانه و ملیحی زد و گفت نه. گفتم فرمانو بچرخونم سمت جدول؟ گفت نه. گفتم فرمانو قفل کنم دزد نبره؟ به زور جلوی خنده‌شو گرفته بود. گفت نه. با حالت استیصال نگاش می‌کردم و گفت خوب فکر کن و یهو گفتم آهان دنده! باید روی دنده 1 یا 2 بذارم که شیب زمین ماشینو تکون نده و گفت آهان! اگه سرازیری باشه چی؟ گفتم دنده عقب! کلاچو گرفتم دنده رو عوض کردم و گفت حالا پیاده شو و با تمام وجودم حس می‌کردم رد شدم و دست بردم کمربندمو بازم کنم و دیدم من اصن کمربندمو نبستم. نفسمو تو سینه حبس کردم و آب دهنمو قورت دادم و اینجا دیگه مطمئن بودم رد شدم و رفتم نشستم رو صندلی عقب و نوبت نفر بعدی بود. افسر یه نگاه به پرونده‌م کرد و گفت چرا انقدر قدیمی و کهنه است؟ گفتم من خیلی سال پیش ثبت نام کردم و گذر زمان این شکلی‌ش کرده. یه نگاه به تاریخِ دوره‌ی آموزشم کرد و اینکه اولین بارم هم هست که دارم امتحان می‌دم. پرسید تا حالا کجا بودی و گفتم تهران. یه ضربدر قرمز روی گزینه‌ی کمربند زد و بقیه رو تیک زد و گفت بیشتر تمرین کن. قبول شدی، مبارکه
:))) والا!
پاسخ:
میشه من سکوت کنم؟ :))))))))))
  • مَهسا هَسدَم ツ.
  • :))))
    پاسخ:
    :))))))
    عه 
    من سوژه اخبار وبلاگستان شدم :))
    و نخیر بنده آی کیو اَم از تمام وبلاگستانی ها بالاتره ؛))
    پاسخ:
    عه آره :))))
    کاری نکنین کامنتتونم سوژه کنیما :))))
    این هفته خیلی خوب بودین ، تچکرات :))
    + عاشق آهنگ هایِ بینِ خبرم :))
    پاسخ:
    خواهش :)
  • خانم الفــــ
  • سعدی:-D
    من از همین تریبون، به خانم شباهنگ تبریک میگم، به خصوص توی دنده عوض کردن:-D:-D
    خیلی خوب بود.ممنون:-)
    پاسخ:
    مرسی :))))
  • فاطیما کیان
  • خبر های این هفته اصلا یک جور دیگه بهم چسبید , نمیدونم چرا ولی خیلی خوب بود
    ممنونم ^_^
    پاسخ:
    خوشحالیم اینطور بود :)
  • پسرِ خاکستری
  • خیلی خوب بود و انرژی زا
    دوپینگی نشیم؟
    : ))
    پاسخ:
    :))))))
  • .: جیرجیرک :.
  • خیلی پخته تر و منسجم تر از هفته های پیش بود به نظرم. موسیقی های بین خبرم بسی نیـــک. ممنون از زحماتتون :)
    پاسخ:
    ممنون از نظرتون :)
    اصلا پست به کنار 
    بابا بخدا راضی نیستیم اینهمه توضیح بدی شباهنگ جان:)) 
    پاسخ:
    :)))))

    خیلی هم خوب
    دست گلتون درد نکنه

    تبارک الله . احسنتم :)

     

    ایشالله که همیشه لباتون خندون باشه .

    و جدای از ایهامش ، تاریخ تولدتون هی بیاد و بره... و هی بیاد و بره :)

    پیر شین جوونا :)

    خسته هم نباشین بابت وقتی که میذارین. خیلی خوبه کاراتون.

    و ممنونم از زحمتی که می کشید

    خوب باشین همیشه . و دلاتون شاد باشه

     

    به رسم بلاگفا [گل]

    پاسخ:
    ممنونیم
    کلی انرژی گرفتیم از،کامنتتون خستگی از تنمون رفت :)
    شباهنگ جان توضیح نداده هم اوکی بود رفیق :))
    این سری خیلی باحال بود، هر چند خودم سوژه نشدم اما اندازه دفعاتِ خودم خندیدم، خیلی خوب D:
    ضمناً انتظارش رو هم نداشتم از فیلتر شدن توکا بشه سوژه طنز درآورد :))
    پاسخ:
    لبتون همیشه خندون :)
  • فیلو سوفیا
  • اگرچه بین اخباراتون فرق نمی ذاریم ولی خدایی این یکی خیلییییییی عالی بود...کلی خندیدم...انتخاب آهنگاتون هم خیلی سنجیده بود...نه خسته دوستان...(گل گل گل گلی دلبری؛) )
    پاسخ:
    گویا همه این سری رو خیلی پسندیدن :)
    ((: عالی بود عصن خیلی عالی (((: من دومین باریه گوش میکنم این دفه خیلی خووووووووب بودددددددد وبلاگتون پایدار
    پاسخ:
    ممنوووووون :)))
    ((: به امید سوژه شدن خودم عصن
    پاسخ:
    آمین :)))
  • بهار پاتریکیان D:
  • آقا فوق العاده بود :))
    پاسخ:
    مرسی آقا :)))
    انصافا باحال بود .......
    مررررررسی ... خسته نباشید دلاوران :)
    پاسخ:
    سلامت باشین :)))
    چرا این مردادی ها انقدر خودشیفته ن آخه :)))))))))))))))))) خیلی باحال بود . 
    پاسخ:
    اوه اوه  مگه از جونت سیر شدی،  الان میریزن اینجاها :)))))
  • آقاگل ‌‌‌‌
  • آخه آهنگ گلی خوشگلی گلی دلبری دیگه؟ خخخخ
    غیر اینکه با خبرها کلی خندیدم یاد یک جریانی افتادم.
    یک شب تو خوابگاه کرمان تنها بودم. یکی از بچه ها یک شعری رو برام تو تلگرام فرستاد و سریع بلاکم کرد! این:

    آقاگل فدات بشم دیگه بی تو خستم آقاگل
    یکی از همین روزا می بینی شکستم آقاگل
    آقاگل فدات بشم دل شده رسوای غمت
    آخ دلم تنگه بیا بیا روی چشمام قدمت


    بعد من مونده بودم گیج! که این چشه. که بعد چند دقیقه یکی دیگه از بچه ها یک کلیپ  برام فرستاد! با همین شعر. اونموقع تازه فهمیدم جریان چیه خخخ
    چقدر اون شب خندیدم. روزهای اول ارشد بود. خیلی هم دلم گرفته بود.
    اون شب کلی دلم باز شد.
    حالا امشب هم دقیقا این اتفاق افتاد کلی شاد شدم :)))

    پاسخ:
    دیگه اسم انتخاب کردی پای لرزشم وایسا :)))
    عالی بود دوستان واقعا لذت بردم . خسته نباشید :))) 
    پاسخ:
    خیلی ممنون :)
  • آبان دخت ...
  • بسی عالیه :))
    پاسخ:
    :)
    1. نمیدونم این جمعه ها چه خاصیتی داره که همیشه آدم چهارچرخش هواست .  دمتون گرم جمعه ها رو قابل تحمل می کنین :)
    2. مردادی ها رو خوب نابود کردید دلم خنک شد :)
    3 . یه نفر کامنت خانم شباهنگ رو بخونه واسه من خلاصش رو تعریف کنه . من 2 دقیقه سرانه ی مطالعم پر شده نمیتونم بیشتر بخونم :)
    پاسخ:
    1. از این که حالتون خوب میشه خوشحالیم :)
    2. :)))))
    3. بدون اینکه کمربند ببنده قبول شده. کلش همین بود :))))
    خعلی خفنید شمااااااا! خوشم اومد:))))) عالیه!
    پاسخ:
    آدرس ندارین؟ :)
    نگارش خبرها عالی بود:)
    واقعا خسته نباشید.
    پاسخ:
    تشکر :)
    موج فیلترینا =))))))

    در ضمن مردادی‌ها خیلی هم خوب عستند:/
    پاسخ:
    شما هم؟  :)))
  • مهندس خانوم
  • دو نقطه دی
    پاسخ:
    : دی
    خخخخخ من تا حالا میگفتم خدای خودشیفتگی هستن الان که دور همی میدیدم یک زوج مردادی ذکر نمودند که لجباز بودن از ویژگیهای مردادیهای خودشیفته ست 😅😅😅😅😅
    پاسخ:
    من نمیتونم در برابر ضرب و شتم ازت محافظت کنما از ما گفتن :))))
  • استامینوفن
  • کی پست منو خوند؟؟؟؟!خیلی لحن بانمکی داش..خودم خیلی خندیدم:)))))))))
    پاسخ:
    گوینده خانوم، سمانه ست گوینده آقا، حامد :)
  • مرتضی علیزاده
  • سلام
    ممنونم که لطفتون شامل حالمون شد
    براتون بهترینها رو آرزومندم
    البته آقاگل بالاتر اومدن کامنت گذاشتن 
    گل بودن به ایشون بیشتر میاد
    خدا همه تون رو برای ما حفظ کنه
    پاسخ:
    گل گل گل، گل از همه رنگ :))))

    :-)) 👍
    پاسخ:
    :)
  • شن های ساحل
  • دوست دارم این خاطره شباهنگ
    پاسخ:
    :)
    من خیلی خیلی ممنونم از این همه لطف و محبتی ک ب من و مردادی ها داشتین :| : دی ی ی

    خیلی خیلی مرسی خسته هم نباشین :))

    آهنگ خودم ک عااالی بود :))
    پاسخ:
    تو کامنت ها هم مورد عنایت قرار گرفتین :))))
    خواهش :)
    چه توضیح کاملی دادن شباهنگ:))
    عالی بود حالمان خوب شد:)ممنون
    پاسخ:
    حالتان همیشه خوب :)
    خب این چیزی نیست که من بگم ، خودشون دارن میگن :)))))))) نمونه ش همونیکه تو اخبار شما ذکر شد . اینم سند و مدرک :)))))) خودشیفته ن آقا ! خودشون هم خبر دارن و اینُ نشونه ی یک مردادی اصیل میدونن . مثلا خواهرم . فقط ادعای لئو بودن دارن . پیشی هم نیست چه برسه به لئو :))))))))))
    پاسخ:
    بله درسته :)))
    من کلا با عصرهای جمعه مشکل دارم ولی کم کم داره برام جذاب میشه . یاد برنامه ی رادیویی ِ صبح جمعه با شما افتادم . هیچ وقت یادم نمیره چقدر صبح با شنیدن صدای هنرمنداش چقدر روح و روانم شاد میشد . البته شاید سن شماها به اون دوران قد نده  :))))) ولی عجیب اون حس و حال رو بهم القاء کردین . از شما بسیار بسیار ممنونم . 
    پاسخ:
    همه سنی تو رادیو داریم:)))
    چقد خوشحالیم.حس خوبی گرفتین،  خیلی عالیه :)
    خیلی باحال بود دستتون درد نکنه بلند بلند خندیدم:)
    شباهنگ ب سلامتی تبریک میگم:)
    پاسخ:
    همیشه به خنده :)
  • حسین بهجتی
  • سلام
    بنده تازه با این وب زیبا آشنا شدم
    خیلی جالب و با مزه بود
    لایک داشت
    منم رو بدنبالید که دنبالیده شدید

    پاسخ:
    سلام
    خوش اومدین :)
  • امیر میم. علوی
  • حیلی طرح جالبی بود خسته نباشید به بچه های رادیو بلاگی ها
    پاسخ:
    ممنونیم از شما :)
    چقدر خوب بود،بازم :))) کلی خندیدم! 
    دست مریزاد :)

    +چی میشه که یه نفر سوژه میشه دقیقا ؟! :/
    پاسخ:
    هیچی نمیشه، خبرنگارامون تو وبگردیاشون میبینن :)
    فکر می کنم باید جلوی این حرکت شنیع شما هر چه سریع تر گرفته بشه
    پخش خبر توهین به مقدسات؟!!! چطور تونستید در مورد ماه مبارک و خجسته و پر برکت مرداد چنین حرف هایی بزنید؟؟؟ اسمش رو هم گذاشتید کار فرهنگی؟؟ 
    پ.ن: کامنت گذار پس از استفاده از واژه ی ثقیل شنیع دچار ضعف جسمانی شده و باور ندارد که همچین چیزی از دهنش درآمده
    پایدار باشین:))
    پاسخ:
    اوه اوه :))
    چه انتقاده شنیعی :)))))
    بروبچ رادیوبلاگی درخواستی دارم:
    میخواستم به سایت بنده رفته وطنزبعدی رادیوبلاگی رابصورت لهجه شیرین اصفهانی درصورت تمایل اجرانمایید
    موفق باشید
    پاسخ:
    بررسی میشه :))
    داریم:) 
    پاسخ:
    :)
    آقا چرا من این یکی و ندیده بودم؟؟!!
    سوژه میکنین درست! حالا چرا اطلاع رسانی نمیکنین؟
    این مسئولین چرا پاسخگو نیستن؟؟!! o_O

    جالب بود :))
    باز جای شکرش باقیه که این بار اسمم رو درست گفتین :دی
    پاسخ:
    اصولا اطلاع رسانی می کنیما شاید تو هرزنامه رفته باشه :/
    نه تو هرزنامه فقط همون یه اطلاع رسانی اخبار 7 بود :|
    پاسخ:
    عه پس معذرت :)
  • ام اسی خوشبخت
  • سلام
    خداقوت عرض میکنم خدمت دوستان گرامی.
    واقعا لذت بردم از این کار زیبا و ارزوی موفقیت میکنم برای دوستان عزیز :)
    پاسخ:
    مرسی.از شما :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">